دلنوشته محمد بروجردی
این خاک، نه با باد که با طوفان خو گرفته است. لارستان، جغرافیای سادهای بر نقشه نیست؛ اینجا قلمروِ “سید عبدالحسین لاری” است. همانجایی که روزگاری فریاد تکبیرِ مجاهدانش، خواب را بر استعمارگران حرام کرد و امروز، خونِ وارثان همان غیرت، سنگفرشهای دادگستری را گلگون ساخته است.
ای دشمن بزدل که از آسمان، خشمِ کینهتوزانهات را بر سرِ مظلومان فرود آوردی! گویا فراموش کردهای که در رگهای این مردم، خونِ تفنگداران لاری جاری است. تو به ساختمانی حمله کردی که نماد قانون و حقطلبی بود، اما بدان که با انهدام آمبولانس و هدف گرفتن امدادگران، تنها پرونده سقوط اخلاقی خود را قطورتر کردی.
ما فرزندانِ مکتبی هستیم که در آن، “شهادت” مدالِ افتخار است، نه نشانهی شکست. اگر دیروز سید عبدالحسین با فتوای جهاد، استبداد و استعمار را به زانو درآورد، امروز هم خونِ این ۱۸ شهیدِ مظلوم، پیامی روشن برای تو دارد: “این خاک، جای قدمهای ناپاکِ تو نیست.”
سوگواریم، اما لرزان نه! بر پیکر یارانمان میگرییم، اما مشتهایمان گرهکرده و نگاهمان به افقی است که در آن، انتقامِ هر قطره خونِ ریخته شده در لارستان، با اقتدار گرفته خواهد شد. دشمن بداند لارستان همچنان همان دژِ تسخیرناپذیری است که ریشه در فتوای مجاهدان دارد و با هیچ طوفانی، سرِ خم نخواهد کرد.
الجهاد من المهد الی اللحد
چو مردان حق رهروی زنده باش
زگهواره تا گور رزمنده باش (موسوی)
راهِ سید عبدالحسین ادامه دارد…
